شب در چشمان من است...

به سیاهی چشمهایم نگاه کن

...Follow the god that failed

نوشته شده در 93/01/22ساعت توسط sogol|


...Snake
I am snake

...Tempting
!That bite you take

نوشته شده در 93/01/22ساعت توسط sogol|


To Live Is To Die
نوشته شده در 93/01/22ساعت توسط sogol|


Gnothi seauton...

نوشته شده در 92/07/14ساعت توسط sogol|


welcome to the jungle

نوشته شده در 92/06/26ساعت توسط sogol|


در من

فریادهای درختی ست

خسته از میوه های تکراری...

نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


جاده ها به جایی نمی روند

وگرنه مسافران

به خانه هایشان بازنمی گشتند

نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


نشانه گرفتیم، اما

جنگ

گلوله های رها شده در تاریکی ست

گاه دشمنت را می اندازی وُ

گاه دخترت را...

نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


واقعیت این است که
 
هر کسی آزرده ات خواهد کرد ؛

فقط باید کسانی را پیدا کنی

که ارزشِ تحملِ رنج را داشته باشند !!
نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


دوست داشتن بعضی آدمها

مثل اشتباه بستن دکمه های پیراهن است،

تا به آخرش نرسی نمی فهمی که از همان اول اشتباه کرده ای!

نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


کمی دیوانگی،

برای برداشتن گامی دیگر، همیشه لازم است.

نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


انسان‌ها نمی دانند که تجربه نوعی شکست است.

باید همه چیزت را از دست بدهی تا ذره ای بفهمی.

نوشته شده در 93/09/13ساعت توسط sogol|


لازم نیست اطرافمان پر از آدم باشد،

همان چند نفری كه اطرافمان هستند،آدم باشند كافیست..

نوشته شده در 93/09/12ساعت توسط sogol|


راز موفقیت در این اجتماع این است که یقین داشته باشیم

همه تقریبا به یک اندازه بی شعورند

اما جوری وانمود کنیم که انگار

هرکدام از آنها بیشتر از دیگری می فهمد! …

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


عیبی ندارد عادی رفتار کنی.

به این شرط که

عادی "احساس" نکنی!

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


هیچ کس با هیچ کس
 
سخن نمی‌گوید...

که خاموشی به هزاران زبان

در سخن است...
...
نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


متنفرم از روزهایی که خودم هم نمی دانم دردم چیست ...
نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


ای روزهای خوب که در راهید!

ای جاده های گمشده در مه!

ای روزهای سختِ ادامه!

از پشتِ لحظه ها به در آیید ..

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


چه هوای خوبی است امروز؛

چنان خوب است که نمی‌دانم چای بنوشم یا خودم را دار بزنم!

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


از هیچ آغاز شد

و به هیچ پایان یافت

و درد در میانه بود..

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


اگر مسئله ی عقل مطرح نبود، برایت می نوشتم:

"بی انصاف! یک جایی گوشه ی دنیایت برای من بگذار!"

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


مرگ، يک بار رخ نمی‌دهد

زيرا همه‌یِ ما هر روز چند بار می‌ميريم.

هر بار که با آرزوها

علايق وُ پيـوندهایِ خود

وِداع می‌کنيم،

می‌ميريم...

نوشته شده در 93/09/11ساعت توسط sogol|


وقتی خوب قکرش را بکنیم انسان هم حیوان مسخره ئی ست.

با اینکه باهوش است ولی همه چیز را با وحشی گری از بین می برد،

به ماه می رود و در ویتنام هم می جنگد!

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


جانوران بت نمی پرستند،

قلدر نمی تراشند و به کثافتکاریهای خودشان نمی بالند برای همین تاریخ ندارند.

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند تا آیندگان،ندانند بی عرضه گانِ این بُرهه از تاریخ ما بوده ایم!

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


تاريخ متوقف شده است.

چيزي وجود ندارد جز يك زمان حال بي پايان كه در آن هميشه حق به جانب حزب است.!

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


روز اول بازداشتم، اول مرا به اتاقی بردند که چند زندانی دیگر از پیش در آن ‌جا بودند.

بیش‌ترشان عرب بودند.

وقتی مرا دیدند خندیدند.

بعد پرسیدند چرا به زندان افتاده‌ام ؟

گفتم یک عرب را کشته‌ام.

همه‌شان ساکت شدند!

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


بدترین نوع بی سواد، بی سوادِ سیاسی است؛ وی کور و کر است.

درکِ سیاسی ندارد و نمی‌داند که هزینه‌های زندگی

از قبیل قیمت نان، مسکن، دارو و درمان همگی وابسته به تصمیمات سیاسی هستند.

او حتا به جهالتِ سیاسی خود افتخار کرده، سینه جلو می‌اندازد و میگوید که "از سیاست بیزار است"

چنین آدمِ سبک ‌مغزی نمی‌فهمد که بی‌توجهی به سیاست است

که زنــان فــاحــشه و کــودکان خــیابانــی می‌سازد،

قتــل و غــارت را زیاد می‌کند و از همه بدتر بر فسادِ صاحبان قدرت می‌افزاید .

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


انسانى که نمى داند بـا اين زندگى چکار کند ؛ معمولا به دنبال زندگى پس از مرگ است .

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|


بشر حیوانی است مذهبی.

او تنها حیوانی است که نزدیکانش را چون خود دوست دارد،

اما چنان‌چه الهیات آن‌ها مطابق میل او نباشد سر از تنشان جدا می‌کند.!

نوشته شده در 93/09/09ساعت توسط sogol|



مطالب پيشين
» ...
» ...
»
» Socrates
» ...
» گروس عبدالملکیان
» گروس عبدالملکیان
» گروس عبدالملکیان
» باب مارلی
» اوغوز آتای

Design By : Pars Skin